برتولد اشپولر ( مترجم : جواد فلاطورى )

32

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي )

مىشود كه سفالهاى كشف‌شده در افراسياب ، كه تاكنون تاريخ آنها اغلب قرن چهارم هجرى قمرى / دهم ميلادى تلقى مىشده ، در سراسر قرن سوم و چهارم هجرى قمرى / نهم و دهم ميلادى رايج بوده است . بدين سبب طرح اين سؤال روا است كه آيا اطلاق نام « سامانى » در اين مورد به حق است ، و يا اينكه موضوع بر سر جنس معمولى تركستانى است كه فقط به علت تلاقى زمانى به‌عنوان « سامانى » ناميده شده است . در نيشاپور تاكنون سفال نامرغوب پيدا نشده است . در تمام كوره‌هاى سفال‌پزى كشف شده ، اشياء كمى ساخته شده است ، و اصولا دليلى در دست نيست كه اين سفالها در نيشاپور تهيه شده باشند . از جانب ديگر تعداد زيادى از انواع سفال نامرغوب افراسياب در اختيار داريم كه پيدا شدن سفال‌سازى را در آنجا تأييد مىكند . بر اين اساس صحبت زيادى در اين مورد است كه افراسياب مركز توليد فراوان سفال بوده كه از آنجا به نيشاپور حمل مىگرديده است . اينكه اين امر در چنين محدوده‌اى اتفاق افتاده ، شگفت‌انگيز است ، امّا غير قابل تصوّر نيست . براى اين فرضيه همچنين گفته مىشود كه از انواع سفالهاى نيشاپور ، كه تاكنون در افراسياب تشخيص داده نشده است ، حد اقل گروهى از آن به طور آشكار خصوصيات ديگرى دارد ، كه مسلما با اصول سبك سفال‌سازى افراسياب در تضاد است . اين ، نوع سفالى است كه از لحاظ فنى به علت استعمال نوعى رنگ زرد برّاق به شدت جلب توجه مىكند امّا از لحاظ هنرى به علت پايه‌هاى نزديك به هم ، به شكل پيكره‌هاى خيلى ابتدايى كوچك و بزرگ ، همچنين به علت پيكره‌هاى انسانى ، به كلى از اين رده خارج مىشود . اين نوع را مىتوان به گروه خاصى از انواع سفالهاى عصر طاهريان مربوط دانست كه شايد در خود نيشاپور تهيه مىشده است . هرچند كه در اينجا نيز هيچ سفال نامرغوبى وجود ندارد . قابل توجه اين است ، كه اين گروه به شدت خاطرهء عصر ساسانى را زنده مىكند ، ليكن نه از لحاظ فنى - نوعى كه احتمالا حد فاصل سفال ساسانى با آن باشد ، شناخته نشده است - بلكه فقط از نظر انتخاب نقشها . به طور خلاصه مىتوان گفت :